اصل49-دولت موظف است ثروتهای ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده ازمقاطعهکاریها و معاملات دولتی، فروش زمینهای موات و مباحات اصلی، دایر کردن اماکن فساد و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق رد کندو...
جبهه مشارکت ایران اسلامی پس انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیشترین تعداد زندانی و دستگیری را در میان احزاب اصلاح طلب متحمل شد و در حال حاضر دبیرکل و معاون این حزب در زندان به سر می برند و اکثر اعضای بلندپایه حزب با قرار وثیقه در مرخصی به سر می برند
مسلم است که اینکار یعنی احیای جنبش به تبادل نظر و استفاده از خرد جمعی و هماهنگی نیاز دارد. مسائلی که همگی باید با نگاه به شرایط سرکوب سخت در کشور صورت گیرند. اما این هماهنگی و تبادل نظر نیاز به بحثهای نظری درباره همگرایی حول این یا آن محور، تبیین مراحل همگرایی، بحثهای نظری در مورد تاریخ و اندیشه و باورها ندارد. آنچه به آن نیاز است بسیج نیروست برای به حرکت انداختن جنبش سبز.
جمهوری اسلامی ایران و دول غربی و شرایط پیرامونی ایران ومنطقه خاورمیانه « مذاکرات هسته ای » موجود می تواند « فرصتی برای صلح » در منطقه و جهان باشد، و طرفین مذاکره با نگاه معطوف به صلح و برپایه بازی برد- برد بتوانند به الگوی جدیدی از اعتماد و همکاری دست یابند
می بینی حال این روزهای ما را در روزی که هودجی از نور سراسر عالم را به یمن میلاد تو منور کرده است؟ می بینی اجرای احکام ناعادلانه را برای پاک ترین فرزندان این دیار که ادعای حکومت عدلش گوش دنیا را کر کرده است و شهوت قدرتشان، چشمان آنان را کور و شعله های ستمشان جسم و جان مردمانش را می سوزاند؟ می بینی بازگرداندن نرگس مادر را به زندان در تاریخی که در تقویم، روز وداع توست با جهان ملوث به ستم آدمیان و بازگشت مهسای همسر به زندان در آستانه ولادتت و استمرار ستم به نسرین مادر و بهاره همسر و دیگر زنان و مادر
راز عقب افتادگی ما همین است که حاکمان ما فقط به حال می نگرند و آینده نگری ندارند و به همین دلیل براحتی به « تخریب سرمایه اجتماعی » دست می زنند و برای حاکمیت کوتاه مدت خود بر سرشاخ نشسته و بن می برند. در کشوری که انباشت تجربه و دانش به شکل نهادمند و پیوسته و در قالب نهادهای مدنی و صنفی و احزاب سیاسی صورت نگیرد شکل گیری « سرمایه اجتماعی » و توسعه درونزا ممتنع است، چه برسد به اینکه حاکمان دائم در پی « تخریب سرمایه اجتماعی » و تکرار تلخ تجربه های تاریخی گذشته باشند!
نیمنگاهی به کابینه دولت نهم و دهم و برشمردن نیروهای نظامی و بخصوص سپاه پاسداران در این کابینهها، رشد سریع و سرطانوار میلیتاریسم را نشان میدهد. وزارتخانههای کشور و فرهنگ و علوم و ... و این اخری هم نفت. باید بپذیریم این نوع میلیتاریسم مطلق بر کشوری چون ایران سیطره پیدا نمیکرد، مگر با مدد جستن از میلیتاریسم فرهنگی.
سرنوشت " حزب توده " و اعضایش سرنوشت تلخ و سوزان کار سیاسی در کشور ماست. مطالعه تاریخ معاصر ایران نشان می دهد کمتر آدم سیاسی بوده است که در ایران سرسالم به گور برد! غالب افرادی که جذب " حزب توده " شدند از نخبه ترین و با انگیزه ترین افراد جامعه برای کار سیاسی و انجام اصلاحات اجتماعی به منظور بهبود زندگی اقشار محروم و متوسط جامعه بوده اند اما حاکمیت استبدادی بهمراه دسیسه های استعماری از یکسو، و اشتباهات تحلیلی و عملی حزب از سوی دیگر باعث هرز روی نیروهایی شده که می توانستند همه برای خدمت به کشور...
احمد ربانی رفتگر بیرجندی کیف یک میلیارد تومانی را پیدا کرد و به صاحب اش برگرداند. به همین راحتی. راستی فکرش را بکنید و وقتی دارید فکر می کنید یادتان بیاید که حقوق ماهانه احمد آقا پانصدهزار تومان است. اهمیت اش را بیشتر وقتی درک می کنیم که یادمان بیاید کسانی با حقوق های میلیونی، هزاران میلیارد را که مال خودشان نبود به راحتی آب خوردن برداشتند و رفتند.
ایمان دارم که رویاهای ما روزی تعبیر خواهند شد. مطمئن هستم که امید هایمان ما را به سالهایی خواهند رساند که وقتی به گذشته نگاه می کنیم احساس غرور کنیم برای راه سختی که با امید و مقاومت پیموده ایم. این یادداشت را برای آن روز نوشتم.
آنچه آمد با تکیه به دادههای اطلاعاتی سال ۱۳۸۲ بود و شرایط امروز ایران قطعا وضعیت بسیار وخیم تری نسبت به گذشته دارد، وبايد توجه و تاكيد داشت كه احياي «سرمايه اجتماعي» بايد با برنامه و بابرداشتن گام هاي كوچك آغاز شود. گام هايي كه دامن زدن به اعتماد سازی در همه ابعاد، همكاري جمعي و كار تيمي، احترام به قانون و قواعد بازي، تقويت تحمل ديگران و نيز پايبندي به اصل عدالت و برابري از الزامات پيمودن راه انباشت «سرمايه اجتماعي» است، و طبعا انجام این امر نیاز به نگاه و نگرش تازهای درحاکمیت موجود دارد.
پس از رخدادهای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ، تقریبا هیچ چیز در صحنۀ سیاست و میدانِ جامعۀ ایران به حالت قبلی خود باقی نمانده و آن صحنه ها و میدان ها تغییر شکل و حتی تغییر ماهیت داده اند. در روزهای تبلیغات انتخاباتی، مردم در اکثر شهرهای بزرگ و کوچک کشور، خیابان ها را به بهانۀ تبلیغات انتخاباتی به تسخیر در آوردند و آنجا را صحنۀ نشاط و شادی خود کردند.