اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

باز نشر نامه جمعی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به رهبری

1391/8/26

نوروز : در آخر اردیبهشت ماه سال 1381 و درحالیکه پرونده هسته ای ایران برای رسیدگی به شورای حکام آژانس بین المللی انرژی  اتمی و صدور اولین قطنامه ارجاع شده بود، نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم پس از اینکه سه نامه محرمانه به رهبری راجع به مسائل کشور نوشتند، مبادرت به نوشتن این نامه سرگشاده به رهبری کردند. هرچند از انتشار این نامه در رسانه های رسمی جلوگیری شد و به مطبوعات مستقل نیز دستور دادند که مفاد این نامه را منتشر نکنند اما نوشتن این نامه هزینه های بسیار سنگین برای نویسندگانش داشت. نزدیک به هفتاد تن آنها پس از انتشار خبر این نامه درخردادماه آن سال مورد حمله و هتاکی و ضرب و شتم لباس شخصی های معروف قرار گرفتند، و البته بیش از هشتاد تن از این امضاکنندگان که برای انتخابات مجلس هشتم ثبت نام کردند از سوی شورای نگهبان به جرم همین امضا ردصلاحیت و از حضور در انتخابات مجلس هفتم و انتخاباتهای بعدی محروم شدند! حال بیش از ده سال از انتشار این نامه می گذرد ولی با عدم توجه به توصیه های مندرج دراین نامه از یکسو پرونده هسته ای ایران پس از صدور چند قطعنامه درآژانس علیه ایران، در سال 1385 به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع و تاکنون منجر به صدور چهار قطعنامه علیه کشورمان برای اعمال تحریم های اقتصادی شده است که دائره این تحریم ها از سوی آمریگا و اتحادیه اروپا به اعمال تحریم های شدیدتر نفتی و بانکی و سیاسی گسترش یافته و کشورمان را تحت محاصره اقتصادی و سیاسی درآورده است. از سوی دیگر حاکمیت یکدست اقتدارگرایان از سال 84 بدینسو برغم افزایش قیمت هربشکه نفت و درآمدافسانه ای دراختیار بدلیل بی کفایتی و ناکارآمدی و فساد و انجام کودتای انتخاباتی خرداد 88 به دامنه بحران مشروعیت و کارآمدی حاکمیت افزوده و جامعه را با بحران های شدید اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درگیر کرده است، بگونه ای که می توان مطرح کرد جمهوری اسلامی ایران هرگز با چنین وضعیت بحرانی و خطرناک در عرصه داخلی و خارجی مواجه نبوده است، بحرانهایی که اگر فکر عاجلی برای مواجه عقلانی و تدبیری سیاسی درعرصه داخلی و خارجی برای حل آن نشود می تواند کیان و استقلال ایران را در معرض تهدیدات و آسیب های غیرقابل پیش بینی قرار دهد. باز انتشار این نامه از سوی نوروز به این دلیل است که هنوز محتوا و توصیه های این نامه می تواند راهگشا باشد و اینکه رهبری با عمل به این توصیه ها راه نجات را بروی کشور بگشاید. داوری در باره راه طی شده پس از نوشتن این نامه و هزینه های مترتب بر اعمال سیاستهای مورد نقد این نامه از سوی حاکمیت را بعهده مردم شریف ایران وا می گذاریم و امیدواریم تا فرصت ها بیش از این از دست نرفته است رهبری نظام بتواند با بازنگری در راه طی شده، راه جدیدی را بروی کشور بگشاید و نظام حاصل از مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر ایران را بیش از این در معرض باد و طوفان و مداخله و تهاجم خارجی و آسیب پذیرهای داخلی قرار ندهد.

بسمه تعالی

 

حضرت آيت الله خامنه ای

مقام معظم رهبري،

با عرض سلام و تحيت و آرزوي سلامت و توفيق الهي

نويسندگان اين نامه چهره هاي ناآشنايي نيستند، وجه مشترک همه آنها در اين است که در عرصه تلاش براي سرنگوني رژيم شاه و استقرار نظام مردمسالار بر پايه جمهوريت و اسلاميت و يا استمرار و استحکام پايه هاي آن، پرتلاش بوده اند و در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، همگي در گوشه و کنار کشور در حفظ آرمانهاي اوليه انقلاب اسلامي و دستاوردهاي گرانقدر خون شهيدان اين ملت کوشيده اند و بسياري از آنان متعلق به خانواده بزرگ شهدا و رزمندگان و جانبازان و آزادگان اند، اينک نگران هستند. نگران همان آرمانها، نگران پايه هاي مشروعيت نظام يعني اسلاميت و جمهوريت و افزون بر همه اينها، اخيراً نگران تماميت ارضي و امنيت ملي کشور.

آنچه ما را بر آن داشت تا بدين صورت مصدع اوقات شويم حساسيت شرايط، فرصت اندک و بزرگي خطري ست که پيش روي کشور است و با کمال تأسف نجواهاي خيرخواهانه و پيشنهادهاي آرام و مکتوم ما در سالهاي گذشته ره به جايي نبرده است. پس اجازه دهيد بر مبناي وظيفه شرعي و قانوني خود و تعهد و مسؤوليتي که در برابر خدا و مردم داريم، آنچه را به خير و صلاح همه مي دانيم با حضرتعالي، که بر اساس قانون اساسي _ يعني ميثاق ملي همه ما _ شخص اول کشور هستيد در ميان بگذاريم، به آن اميد که اين خيرخواهي منشاء آثار و برکات براي نظام باشد.

شايد در تاريخ پر فراز و نشيب معاصر ايران، هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت. تنها با تسامح مي توان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع کنوني قابل مقايسه دانست که در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل، عامل خارجي سرنوشت کشور را رقم زد و در برهه دوم اراده و تدبير و دورانديشي حضرت امام خميني(ره) و اتکاي به مردم کشور را نجات داد.

اما شايد دوره کنوني از اين لحاظ بي مانند باشد که شکافهاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشکار دولت ايالات متحده آمريکا (به عنوان قدرتي که در برابر خود مانعي نمي بيند) براي تغيير نقشه ژئوپولتيک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر اين برنامه است.

هنوز فضاي سياسي کشور را در سال 75 از ياد نبرده ايم که به دلايل گوناگون در عرصه سياست خارجي، ايران در انزواي کامل و حتي کشور در معرض تهديد نظامي خارجي قرار داشت و متأسفانه وضعيت انفعال بر فضاي سياسي کشور حاکم بود. اما دوم خرداد 76 همه اين تهديدها را از بين برد و فرصتهاي بسياري را فراهم آورد و به قول حضرتعالي انقلاب را بيمه کرد، به گونه اي که به سرعت فضاي جهاني به سود ايران تغيير نمود.

*سال 2001 به پيشنهاد ايران سال گفت وگوي تمدنها نام گرفت و حتي رئيس جمهور وقت آمريکا براي اداي احترام به ملت ايران، در سفر آقاي خاتمي به نيويورک، به دنبال فرصت براي ديدار با رئيس جمهور ايران بود و بعدها حتي وزير امور خارجه وقت آن کشور رسماً به خاطر برخي سياست هاي گذشته آمريکا در قبال ايران عذرخواهي کرد.

* فضاي سياسي_اجتماعي کشور نيز پس از دوم خرداد 76 پر نشاط و دورنماي توسعه همه جانبه اميدوار کننده گرديد.

* حتي شاخصهاي کلان اقتصادي نيز حرکتي اميدبخش را براي درمان بيماريهاي مزمن و تاريخي اقتصاد کشور نويد داد.

اما هنوز دو سال از اين نعمت بزرگ الهي نگذشته بود که جريانهايي که تا مدتي در بهت و حيرت ناشي از رأي مردم در دوم خرداد به سر مي بردند، با برنامه اي حساب شده، براي فرصت سوزي و شکست آنچه اصلاحات نام گرفته و در برنامه رئيس جمهور تجلي يافته بود، به منظور بازگرداندن اوضاع به وضعيت قبل از دوم خرداد 76، فعال شدند.

سياهه اقدامات تخريبي آنها طولاني و مکرر و اندوهبار است و به قول آقاي خاتمي هر 9 روز يک بحران آفريدند. از آن جمله است:

· قتلهاي زنجيره اي

· جنايت کوي دانشگاه

· تعطيلي مطبوعات و رسانه ها

· دستگيري فعالان سياسي

· سرکوب دانشجويان و دانشگاهيان

· اجراي علني احکام قضايي بسيار کم سابقه

· خنثي کردن تصميمات مجلس و دولت و انتقال قدرت از آنها به نهادهايي مانند شوراي نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت، شوراي انقلاب فرهنگي و حتي برتري دادن اساسنامه کميته امداد و آئين نامه فروش وسائل اسقاطي نيروي انتظامي بر قوانين مصوب مجلس!

· بي اختيار و بي اراده کردن مديران و مسؤولان اجرايي با پرونده سازيها، مچ گيريها و تبليغات سياه،

· برخورد با نهادهاي مستقل مدني مانند احزاب، کانون وکلا، سازمانهاي علمي و پژوهشي و مؤسسات فرهنگي و...

نتيجه خواسته و ناخواسته اين همه، جز اين نبود که به مردم ايران و جهان نشان داده شود در ايران هيچ تغییري اتفاق نيفتاده و نخواهد افتاد و ثابت شود رأي مردمي که خواست اصلي آنها تغيير در روشها و بينشها بوده است، هيچ اثري ندارد و اعلام گردد که نهادهاي مظهر اراده ملت قدرتي ندارند و آشکار شود که نهادهايي که بايد کانون حل منازعه و مظهر حاکميت ملي و جايگاه اجماع و وحدت ملي باشند، به دست تندترين نيروهاي مخالف اصلاحات سپرده مي شود، تا در نهايت رأي مردم بلاموضوع گردد.

با اين حال و روز کشور، فرصت چنداني باقي نمانده است. غالب ملت ناراضي و نا اميد، اکثريت نخبگان ساکت يا مهاجر، سرمايه هاي مادي گريزان و نيروهاي خارجي از هر طرف کشور را احاطه کرده اند.

با اين وضع براي آينده کشور دو حالت بيش متصور نيست؛ يا ديکتاتوري و استبداد، که در خوش بينانه ترين حالت فرجامي جز وابستگي و در نهايت فروپاشي يا استحاله ندارد و يا بازگشت به اصول قانون اساسي و تمکين صادقانه به قواعد دموکراتيک. چنين رويکردي، هم مبتني بر فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و ملي اين ملت است و هم قابل تعامل با همه جهان.

آنچه مانع عملي شدن تهديدات خارجي مي شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح، بلکه افزايش مشروعيت نظام، وحدت ملي و يگانگي حکومت و ملت است. تنها راه برطرف کردن تهديد خارجي همان راهي است که ملت ما را در برابر رژيم ديکتاتوري شاه، متحد و بر سرنگوني آن مصمم ساخت و اين تنها در صورتي ميسر است که ملت مطمئن باشد خواسته و رأي او منشأ اثر و تغيير خواهد بود.

وحدت ملي يعني تمکين به رأي مردم، يعني همه با مردم، يعني «ميزان رأي ملت» و ... با اين تفسير از وحدت ملي نه تنها تهديدهاي بيگانه خنثي خواهد شد، بلکه ميتوان اميدوار بود تا به فرصت نيز تبديل شود.

 

آنچه ما ميفهميم اين است که مسئولان حاکميت بايد صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبيرها پوزش بخواهند و البته اين عذرخواهي شکست و عقب نشيني از مواضع اصولي نيست، بلکه نشانه فروتني و بزرگواري است. تعظيم به مردم خود سبب جلوگيري از کرنش به بيگانگان مي شود.

اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنکه کيان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي کشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بي ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي شود که امام عزيز راحل روبرو شد.

اين اقدام نشانه تدبير، دور انديشي، مصلحت جويي، خيرخواهي و توفيق الهي است و البته نشانه اين تغييرات در بينش بايد با علائمي در منش و روش همراه باشد. بايد در چهره ها و يا حداقل رفتار نهادهاي اجماعي و بي طرف تغييرات اساسي پديد آورد.

شوراي نگهبان، قوه قضائيه، صدا و سيما و همه نهادهايي که ملت نقش مستقيمي در انتخاب مسؤولان آنها ندارند، بايد واقعاً بي طرفانه رفتار کنند که متأسفانه امروز چنين رويکردي مشاهده نمي شود.

امروز شوراي نگهبان به عنوان بزرگترين مانع فراراه مجلس با توسل به تفسيرهايي عجيب و احتجاجاتي غريب، متأسفانه موجبات وهن و بي اعتباري شرع و قانون اساسي را فراهم ساخته است.

مفسران قانون اساسي چنان بي پروا به تفسير برخي از اصول قانون اساسي مي پردازند (به عنوان نمونه اختيارات بي حد و حصر براي رهبر) گويي همه شرع و قانون اساسي تنها يک اصل است. بي ترديد اگر در سال پنجاه و هشت در هنگام رفراندوم، چنين تفسيرهايي از قانون اساسي مطرح مي شد، سرنوشت نظام ما چيز ديگري بود.

اگر مردم و مجلس و دولت و همه نهادها هيچ هستند و تمرکز اصلي قدرت و منشأ همه اعمال در يک اصل است و به قول آقايان اصل يکصد و ده قانون اساسي، تنها کف اختيارات رهبري است، آيا بهتر نيست براي هميشه با صداقت و صراحت تکليف مردم را روشن کنيم و از اين همه دوگانگي ها، شعار دادنها و افزودن صفت و قيد بر کلمات معناداري چون مردمسالاري و آزادي، رهايي يابيم؟

و اگر غير از اين است، که قطعاً چنين است و روش و منش امام نيز مؤيد ابطال نظريه فوق است، پس چرا نبايد با اين رفتارهاي فروکاهنده اعتبار و شأن نظام و اعتماد عمومي جداً مقابله کرد؟

اکنون فرصت مناسبي براي آزمون همگان فراهم است. دو لايحه مصوب مجلس همه ما را در ادعاهاي خود خواهد آزمود:

1. انتخابات آزاد

2. جلوگيري از نقض قانون اساسي

دو مبناي محوري هر حکومت مردمسالار است. نميتوان براي مردم عراق رفراندوم را تجويز کرد و از تريبون نماز جمعه خواستار انتخابات آزاد در آن کشور شد ولي مردم خودمان را از اين حق مسلم محروم کرد.

البته پس از انتخابات آزاد و تضمين حقوق منتخبين ملت به خصوص رئيس جمهور و در اجراي قانون اساسي بايد موانع مصنوعي بر سر راه فعاليت قانوني و آزاد آنها را نيز برطرف کرد.

آنچه امروز در قوه قضائيه، آنهم به دست برخي افراد فاقد صلاحيتهاي لازم، که سپر برنامه ريزان ضد اصلاحات شده اند، در محدود کردن حق نمايندگان مجلس از اظهار نظر، که حق مسلم ضروري به رسميت شناخته شده در هر نظام متکي بر مجلس است، ميگذرد، نه قابل تحمل است و نه قابل دوام.

در عرصه جامعه مدني نيز فشارهاي غيرقانوني و برخوردهاي ناهنجار به حد غيرقابل تحمل رسيده است. برخوردهاي قضايي از حد فعالان سياسي و کادرهاي اصلي اصلاحات فراتر رفته و همه نهادهاي مدني را تهديد مي کند. احضار، دستگيري و محاکمه تعدادي از وکلاي دادگستري، برخي از فعالان عرصه هاي فرهنگ و هنر و رسانه ها در چند ماه گذشته، با هيچ منطقي قابل توجيه نيست.

اقدام بايسته در اين عرصه، التزام کامل و فارغ از تأويل هاي ناروا به قانون اساسي، اجتناب اکيد نهادهاي اجماعي نظير شوراي نگهبان، قوه قضائيه، نيروهاي مسلح و صدا و سيما، از هرگونه دخالت در عرصه منازعات سياسي به نفع اين يا آن جناح، متوازن ساختن ترکيب نهادهاي حل منازعه، نظير مجمع تشخيص مصلحت، بر اساس گرايشهاي موجود در جامعه و ... مي باشد.

مسلماً در عرصه زندگي مردم همچون گذشته مشکلات معيشتي نيز وجود دارد؛ کمافي السابق فساد اداري و مالي خودنمايي مي کند و علاوه بر آن در سايه تبليغات سياه و بزرگنمايي مفاسد و مشکلات توسط مخالفين اصلاحات، مردم چنان تصور مي کنند که فساد و تباهي صدر تا ذيل را دربرگرفته است. آن مشکلات و اين تبليغات همراه با انبوه نارضايتي هاي حاصله، همه ما را بر سر يک انتخاب دشوار قرار داده است.

بي شک مهمترين وظيفه همه ما، رفع فقر و ايجاد رفاه براي مردم، بهبود و تقويت اساس و پايه هاي اقتصاد کشور و تضمين رشد پايدار اقتصادي و توليد ثروت است. اين همه ميسر نمي شود جز با تزريق سرمايه و نيروي انساني کارآمد و مديريت توانمند به سيستم اقتصادي کشور و اين دو حاصل نمي شوند جز با تأمين امنيت سياسي، اقتصادي که اين نيز جز با حکومت برآمده از مردم محقق نمي گردد.

امروز از سوي برخي از محافل جهاني زمزمه هايي مبني بر رفراندوم به عنوان حربه اصلي تغيير نظامهاي منطقه ما شنيده مي شود؛ روندي که معمولاً جامعه جهاني نيز اگر از آن حمايت نکند، در برابر آن ساکت مي نشيند. ما گرچه مبناي مشروعيت هرگونه تصميم درباره نظامها را صرفاً اراده ملي و رأي مردم کشورها مي دانيم، در عين حال بهترين شيوه مواجهه با چنين ترفندهايي را نه ايجاد جامعه اي تک صدايي و تشديد روشهاي اقتدارگرايانه و مرعوب کننده، بلکه آشتي با مردم و استقرار و تمکين به روند مردمسالاري واقعي و ارائه الگوي عملي سازگار با حريت و کرامت شهروندان، از جانب حکومت مي دانيم.

اگر چنين قرائت و تفسيري از جمهوري اسلامي حاکم شود، حتي اگر بارها از مردم همه پرسي شود همچون ابتداي انقلاب با دل و جان به جمهوري اسلامي رأي خواهند داد. به اعتقاد ما در شرايط کنوني انتخاب چنين رويکردي در اختيار شماست.

از خداوند قادر متعال میخواهیم که ما را بر صراط حق، مستقیم بدارد و نیتهای ما را خالص کند و عاقبت امر همه ما را خیر گرداند.

از درگاه حضرت احدیت برای جنابعالی طول عمر و سلامت و عزت مسألت داریم.

31 اردیبهشت 1381

1-   محسن آرمین (تهران)

2-   حسین آفریده (شیروان)

3-   مهدی آیتی (بیرجند)

4-   غلام حیدر ابراهیم بای سلامی (خواف و رشتخوار)

5-   علی محمد احمدی (الیگودرز)

6-    عیسی قلی احمدی نیا (ایذه و باغملك)

7-    محمود اخوان بازارده (لنگرود)

8-    عسگر اسلامدوست (تالش)

9-   حبیب الله اسماعیل زاده (فلاورجان)

10-                     محمدرضا اسماعیلی مقدم (قم)

11-                      جواد اطاعت (داراب)

12-                      مقصود اعظمی (نقده و اشنویه)

13-                      بهروز افخمی(تهران)

14-                     جعفر افقهی فریمانی (سرخس و فریمان)

15-                     علی اكبرزاده (ورزقان)

16-                      حسن الماسی (پارس آباد مغان)

17-                      شهربانو امانی (ارومیه)

18-                      ابراهیم امینی (نورآباد ممسنی)

19-                      حسین انصاری راد (نیشابور)

20-                      عبدالغفور ایران نژاد (چابهار)

21-                      محمدباقر باقری نژادیان فرد (كازرون)

22-                     قهرمان بهرامی (مباركه)

23-                     سهراب بهلولی قشقائی (فیروزآباد)

24-                      رحمان بهمنش (مهاباد)

25-                      احمد بورقانی (تهران)

26-                      سمیر پورجزائری (خرمشهر)

27-                     محمد پیران (رزن)

28-                     نورالدین پیرمؤذن (اردبیل)

29-                      عبدالرحمان تاج الدین(اصفهان)

30-                     علی تاجرنیا (مشهد)

31-                     محسن تركاشوند (تویسركان)

32-                      علی تقی زاده (خوی)

33-                     غلامحسین تكفلی (مشهد)

34-                     حسن توفیقی (كاشان)

35-                     علی اكبرجعفری (ساوه)

36-                     جلال جلالی زاده (سنندج)

37-                      سهیلا جلودارزاده (تهران)

38-                     علی حسنی (اراك)

39-                     شهباز حسین زاده (میاندوآب)

40-                      سید مسعود حسینی (قروه)

41-                      فاطمه حقیقتجو (تهران)

42-                     عبدالرضا حیدریزادی (ایلام)

43-                     فاطمه خاتمی (مشهد)

44-                     سید محمدرضا خاتمی (تهران)

45-                      ناصرخالقی (اصفهان)

46-                      مصطفی خانزادی (دماوند و فیروزكوه)

47-                     محمدحسین خلیلی اردكانی (كرج)

48-                      مرتضی خیرآبادی (سبزوار)

49-                     محمد دادفر (بوشهر)

50-                      حاصل داسه (سردشت و پیرانشهر)

51-                     فاطمه راكعی (تهران)

52-                     سید ابوالفضل رضوی (نائین)

53-                      احمد رمضانپور نرگسی (رشت)

54-                      حسن رمضانیانپور (شهرضا)

55-                      احمد رهبری (گرمسار)

56-                     حسین روزبهی (ساری)

57-                      حسن زحمتكش (آستارا)

58-                     جلیل سازگارنژاد (شیراز)

59-                     ابوالقاسم سرحدی زاده (تهران)

60-                      محمدعلی سعدایی (جهرم)

61-                      میثم سعیدی (تهران)

62-                      بهیار سلیمانی (فسا)

63-                     داوود سلیمانی (تهران)

64-                      منصور سلیمانی میمندی (شهربابك)

65-                      عبدالله سهرابی (مریوان)

66-                     سید علی سید آقامیری (دزفول)

67-                     ولی الله شجاع پوریان (بهبهان)

68-                     علی شكوری راد (تهران)

69-                      سید ماشاءالله شكیبی (فردوس و طبس)

70-                      احمد شیرزاد (اصفهان)

71-                      گل محمدصالح سلح چینی (لردگان)

72-                     رضا صالح جلالی آستانه (آستانه اشرفیه)

73-                      رسول صدیقی بنابی (بناب)

74-                     ذبیح الله صفایی (اسدآباد)

75-                     محسن صفایی فراهانی (تهران)

76-                     سید مهدی طباطبایی (آباده)

77-                     مصطفی طاهری نجف آبادی (نجف آباد)

78-                     علی ظفرزاده (مشهد)

79-                      غلامعلی عابدی (نهبندان)

80-                      ابوالقاسم عابدین پور (تربت حیدریه)

81-                      پیمان عاشوری بندری (بندر ماهشهر)

82-                     محمد عبایی خراسانی (مشهد)

83-                     غلامرضا عبدالوند (درود و ازنا)

84-                      احمد عظیمی (شیراز)

85-                     صلاح الدین علائی (سقز و بانه)

86-                     محمد رضا علی حسینی (نهاوند)

87-                     نعمت الله علیرضائی (خمینی شهر)

88-                      كریم فتاح پور (ارومیه)

89-                      حسین فرخی (جیرفت)

90-                      علی قنبری (اردل و فارسان)

91-                      سید ناصرقوامی (قزوین)

92-                     محمد كاظمی (ملایر)

93-                      جعفر كامبوزیا (زاهدان)

94-                      جمیله كدیور (تهران)

95-                     سید منصور كشفی (لارستان)

96-                     محمد علی كوزه گر (شهریار)

97-                     الهه كولایی (تهران)

98-                     حمید كهرام (اهواز)

99-                     محمد كیافر (میانه)

100-                محمد كیانوش راد (اهواز)

101-                غلامرضا گرزین (قائم شهر و سواد كوه و جویبار)

102-               حسین لقمانیان (همدان)

103-               انوشیروان محسنی بندپی (چالوس و نوشهر)

104-                امرالله محمدی جزی (برخوار و میمه)

105-               احمد مرادی (چناران و طرقبه)

106-               رجبعلی مزروعی (اصفهان)

107-                اكرم مصوری منش (اصفهان)

108-                میر طاهر موسوی (تبریز)

109-               میر طاهر موسوی (كرج)

110-                سید باقر موسوی جهان آباد (بویراحمد)

111-               سید مجتبی موسوی اجاق (كرمانشاه)

112-               علی اكبر موسوی خوئینی (تهران)

113-                سید عیسی موسوی نژاد (خرم آباد)

114-                رسول مهرپرور (درگز)

115-               احمد میدری (آبادان)

116-               محسن میردامادی (تهران)

117-                منصور میرزاكوچكی (بروجن)

118-               بهزاد نبوی (تهران)

119-                عبدالمحمد نظام اسلامی (بروجرد)

120-                محمد نعیمی پور (تهران)

121-               علیمحمد نمازی (لنجان)

122-               سید رضا نوروززاده (اسفراین)

123-               سراج الدین وحیدی مهرجردی (تفت و میبد)

124-                سید شمس الدین وهابی (تهران)

125-                علی اصغر هادی زاده (دلیجان و محلات)

126-                میر محمود یكانلی (ارومیه)

127-                رضا یوسفیان (شیراز)

حمیدرضا جلائی‌پور
سید مصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.